دربارهی نهضت تولید توهم علم
این مطلب صمیمیترین دوست بنده، و رفیق محراب و گرمابهام جناب میرزا محمد طاهری را حتما بخوانید که در عین سادگی و کوتاهی حاوی نکات قابل تامل و سودمندی است خصوصا برای آنها که باورشان شده که ایران در حال طی کردن قلههای علمی است و تا تولید علم، یک یا حسین دیگر باقی است که آنرا هم با وجود کارشکنیهای آمریکا، که نمیخواهد ما رشد کنیم، بر خواهیم داشت (همهاش که شد که). دوست ما، تاریخخوانده است و شاهد تاریخی جالبی در این باب آورده است. ایشان البته تفکیکیزاده هم هست و پدرش از تفکیکیهای پر و پا قرص است و سالها وقت خود را صرف نوشتن کتابی در رد تاریخی بر فلسفه کرده است (خود ایشان البته به راه راست منحرف شده). این هم آدرس:
http://fardayeno.blogfa.com/post-58.aspx

نظرها
سلام
شما نمی توانید از ابزارهای پیوندی ِ ملکوت استفاده نمایید؟ بدین صورت که نشانی ِ یک نوشتار را که درج می نمایید با انتخاب آن، نوشتارمذکور بگونه مستقیم ظاهر گردد.
در مورد نرجاندن دیگران در وادی دینداری :
شریعت اسلام احکام امر به معروف و نهی از منکر، حد،ارتداد و... را شامل می شود.آیا اینها باعث رنجش(و حتی بیشتر) دیگران نمی شود؟
یاسر: والا من آن قابلیت را بلد نیستم. در مورد این احکام باید بگویم چرا میشود.
Posted by: سید مهدی طاهری | February 21, 2007 12:30 PM
گاهی کم رو و خجالتی و کم حرف میشوم مثل حالا!
فضای کامنتها اینجا یه جوریه!
آدم احساس میکنه اینجا یه جور دیگه همه نگاش میکنن!
اصلا مساله اینه که آدم اینجا احساس میکنه همه دارن نگاش میکنن!
پرگویی تا دلت بخواد هست، اما...
آقا ما سر میزنیم!
فقط ردپایی از خودمون باقی نمیذاریم!
تو هم که قطعا بلد نیستی مچ کسانی رو که یواشکی اینجا میان بگیری مگه اینکه خودم یادت بدم که چطور میشه این کار رو کرد!
بچه خوبی شدم؟ مرتب مینویسم دیگه!
یاسر: آفرین دختر خوب! فقط اگر همینطوری چند پست پر و پیمون بذاری میترسم به کاراتهات نرسی (کاراته بود دیگه نه؟)
Posted by: سمیرا | February 23, 2007 3:19 PM
سلام عزیز ممنونم امیدوارم بتونم از این گونه گواه های تاریخی بحث برانگیز بیشتر بنویسم تا موجب بحثهای مفید بشه نظر امیر مهدی حکیمی رو هم که علی القاعده نظر ابائش رو داده بخون منتظر نوشته اش هستم تاببینم چی می نویسه .. . بازم ممنون
یاسر: محمد عزیزم! رای تفکیکیها در بارهی نهضت ترجمه رایی است با نگاه منفی اتفاقا مرحوم زندهیاد علی شریعتی هم مشابه همین نگاه را داشت. به هر حال او هم خراسانی بود. باز هم از تاریخ برایمان بنویس. فقط ادبیات نباشد در وبلاگات.
Posted by: محمد طاهری | February 25, 2007 9:41 PM